مرتضى مطهرى
850
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نمىآيد ، وانت نمىآيد ، تريلى نمىآيد ، فقط به سواريها اجازه مىدهند كه بروند . حالا كسى مىآيد و مىگويد سال آينده كه اين اتوبان باز شود اين جاده خلوتتر مىشود ، نود درصد رفت و آمدها به آنجا كشيده مىشود . اگر بگوييم آيا بهطور ضرورت و بهطور قطع مىگويى ؟ مىگويد بهطور قطع . بگوييم چطور ؟ مىگويد ممكن نيست كه اينطور نباشد . وقتى كه جادهاى به اين خوبى وجود داشته باشد ، خلوت باشد ، خطر تصادف هم كمتر باشد و قهراً ، هم مردم زودتر به مقصد برسند و هم خطر تصادف در كار نباشد ، مسلّم مردم اين جاده را انتخاب مىكنند و از اين طرف مىروند . يا اگر جنسى را در بازار به قيمت معينى تهيه كنند ، بعد جنس ديگرى در بازار بيايد و با آن رقابت كند كه از آن ، هم بهتر باشد ( زيباتر و بادوامتر باشد ) و هم ارزانتر ، اينجا شما چه مىگوييد ؟ آيا شك مىكنيد در اينكه جنس دوم جنس اول را شكست خواهد داد و بازارِ آن را قبضه خواهد كرد ؟ نه ، بالضروره چنين چيزى مىشود . ولى معنى اين « بالضروره » چيست ؟ آيا غير از اين است كه شما از انتخاب انسانها هم داريد حرف مىزنيد ؟ يعنى انسانها در شرايطى كه آن اتوبان در كنار اين جادهء كذايى واقع بشود آن را انتخاب خواهند كرد ، و در شرايطى كه اين دو كالا به بازار آمده و كالاى دوم ، هم مرغوبتر و هم ارزانتر و هم زيباتر و بادوامتر است اين را انتخاب خواهند كرد . اين يك امر ضرورى هست يا نه ؟ ضرورى است ؛ يعنى انسان در آن شك ندارد . ولى اين « ضرورى » معنايش اين نيست كه يك عاملى انسانها را مجبور به اين كار مىكند ؛ معنايش اين است كه انسانها به حكم اينكه عقل و اراده و انتخاب دارند هميشه اصلح را انتخاب مىكنند . مگر ديوانهاند كه غير اصلح را انتخاب كنند ؟ ! به حكم اينكه مردم عاقلند و با اراده هستند و هميشه اصلح را انتخاب مىكنند پس اصلح كه آمد اصلح را بر غير اصلح قطعاً ترجيح خواهند داد . اينجا ضرورت هست ولى جبر نيست ؛ نه اين است كه وقتى اينطور شد مردم مجبورند . هيچ مجبور نيستند . مردم مىتوانند اصلح را هم انتخاب نكنند و غير اصلح را انتخاب كنند . اما اين خلاف عقلشان است . نه اين است كه يك قوهء مجبرهاى اينها را اجبار كرده است . اين ، ضرورت و جبرى است كه با اختيار منافات ندارد . اگر چيزى به صورتى دربيايد كه از انسان سلب اراده و اختيار و قدرت كند آن جبرِ ضد اختيار است اما اگر چيزى نه سلب قدرت و نه سلب اراده از عاملش بكند ، بلكه موضوع براى اختيار او درست مىكند ، [ چنين چيزى جبر ضد اختيار نيست . ] فرض كنيد كه شما مىخواهيد از اين كوچه برويد در خيابان دولت « 1 » . چون راه مستقيم بسته است ، راه طولانى ترى را مىرويد . حالا اگر احياناً آمدند راهى از اين طرف به طرف دولت باز كردند كه راه نصفه شد ، شما ديگر مجبور نيستيد اين راه را انتخاب كنيد آن راه را انتخاب نكنيد . البته باز هم مىتوانيد اين راه را انتخاب كنيد
--> ( 1 ) [ محل منزل استاد در تهران . ]